69.و بالاخره شمال
ازهمين تريبون اعلام ميكنم غلط كردم! عمرا ديگه تو عيد نميام شمال!!! ديروز ساعت ١١:٣٠ بالاخره راه افتاديم ... اولش رفتيم سر جاده چالوس و ١ ساعت و نيم بلكم بيشتر معطل شديم ... تصميم بر اين شد كه بريم جاده رشت ... خلاصه كه ساعت ١٢ شب!!! رسيديم كلارآباد چون همه پيش خاله نرگس اينا بودن ... نيم ساعت سه ربع بعدشم رفتيم تنكابن باز! خلاصه كه اجدادمون رو زيارت كرديم. خاله زرى و خاندان هم اومدن اينجا ... هيچي ديگه فقط قصدم اين بود كه بگم رسيديم بالاخره! اينم نوشتم كه بعدا باز تو عيد هوس شمال نكنم!






